العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
190
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
متن : امورى كه موجب استحقاق عوض بر خداوند مىگردند عبارتند از : فرو فرستادن درد و رنج ، تباه ساختن منفعت كسى به خاطر مصلحت غير [ مانند آنكه خداوند مال كسى را با سيل و زلزله و مانند آن تباه سازد ] ، وارد آوردن غم و اندوهها ، خواه مستند به علم بديهى يا اكتسابى باشد و خواه مستند به گمان باشد ، بر خلاف اندوهى كه مستند به كار خود بنده است ، اينكه بندگان را امر كند به انجام كارهاى زيانآور و يا آنكه انجام آن را بر آنها مباح گرداند [ مانند امر به ذبح حيوان در مناسك حج و اباحهء آن در ساير موارد ] ، مسلط ساختن غير عاقل [ مانند درندگان . ] شرح : اينها امورى است كه شخص به واسطهء آنها مستحق عوض از سوى خداوند مىگردد . [ اموري كه شخص بواسطه آنها مستحق عوض از سوي خداست ] نخست : فرود آوردن دردها [ و بلاهاى آسمانى ] بر بنده ، مانند بيمارى و غير آن . در گذشته بيان كرديم كه عوض در اين موارد واجب است چرا كه اگر عوض واجب نباشد فرود آوردن چنين دردهايى بر بنده دربر دارندهء ظلم خواهد بود . دوم : از ميان بردن منفعت كسى هرگاه از سوى خداوند و براى مصلحت ديگرى باشد ، زيرا از ميان بردن منافع با فروفرستادن زيانها تفاوتى ندارد . پس اگر خداى متعال پسرى از زيد را بميراند در حالى كه مىداند كه اگر آن پسر زنده مىماند زيد از او بهرهمند مىشد ، زيد استحقاق آن را خواهد داشت كه خداوند عوض منافعى را كه از فرزندش به او مىرسيد و اكنون از كف او رفته است ، به او بدهد . اما اگر خداوند بداند كه آن شخص [ اگر فرزندش زنده مىماند ] پيش از بهرهمند شدن از فرزندش مىميرد و از اين رو ، نفعى از او نخواهد برد ، او بر مرگ فرزندش مستحق عوض نمىگردد ، چراكه مرگ فرزند موجب تقويت منفعتى از وى نشده است . همچنين اگر خداوند اموال شخص را [ با سيل و زلزله و مانند آن ] نابود سازد ، او مستحق عوض مىگردد ، چه از نابودى اموالش آگاه گردد و چه آگاه نگردد ، زيرا از